شعر را زندگی کن
خلوتی با سیف فرغانی

شمارهٔ ۱۸۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هرکه در عشق نمیرد به بقایی نرسدمرد باقی نشود تا به فنایی نرسد
۲
تو به خود رفتی از آن کار به جایی نرسیدهرکه از خود نرود هیچ به جایی نرسد
۳
در ره او نبود سنگ و اگر باشد نیزجز گهر از سر هر سنگ به پایی نرسد
۴
عاشق از دلبر بی‌لطف نیابد کامیبلبل از گلشن بی‌گل به نوایی نرسد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth