خلوتی با سیف فرغانی
شمارهٔ ۱۹۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دلبرم عزم سفر کرد و روان خواهد شددر دلم آنچه همیگشت چنان خواهد شد
۲
او چو آب است و من سوخته با دیده ترخشک لب ماندم و آن آب روان خواهد شد
۳
بود بیگانه ز من چون بر من نامده بوداز برم چون برود باز همان خواهد شد
۴
از پی گریه مرا چشم شود جمله مساموز پی ناله مرا موی زبان خواهد شد
صفحهٔ ۱ از ۳