شعر را زندگی کن
خلوتی با سیف فرغانی

شمارهٔ ۱۹۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کسی که او بغم عشق مبتلا آمدزدوست روی نپیچد اگر بلا آمد
۲
بنور عشق توان دید دم بدم رخ دوستکه حق پدید شد آنجا که مصطفا آمد
۳
ایا توانگر حسن از کرم دری بگشاکه نزد چون تو سخی همچو من گدا آمد
۴
سوی توبنده بجان دیگری بتن پیوستبرتو بنده بسر دیگری بپا آمد
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth