خلوتی با سیف فرغانی
شمارهٔ ۲۱۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دلبر من که همه مهر جمالش دارندهست چون آیت رحمت که بفالش دارند
۲
این هما سایه که مرغان سپید ارواححوصله پر زسیه دانه خالش دارند
۳
پادشاهی که زر سکه او مهر ومه استنه اجیریست که خشنود بمالش دارند
۴
جان فدا کرده و از شرم بضاعت خجلندتنگ دستان که تمنای وصالش دارند
صفحهٔ ۱ از ۳