خلوتی با سیف فرغانی
شمارهٔ ۲۲۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دردمندان غم عشق دوا میخواهندبه امید آمدهاند از تو ترا میخواهند
۲
روز وصل تو که عیدست و منش قربانمهر سحر چون شب قدرش به دعا میخواهند
۳
اندرین مملکت ای دوست تو آن سلطانیکه ملوک از در تو نان چو گدا میخواهند
۴
بلکه تا بر سر کوی تو گدایی کردیمپادشاهان همه نان از در ما میخواهند
صفحهٔ ۱ از ۴