خلوتی با سیف فرغانی
شمارهٔ ۲۴۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عشق هرجا رو نماید کفرها دین می شودور تو روی ازوی بتابی مهرها کین می شود
۲
از حریم وقت او بیرون بود اسلام وکفرآن قلندروش که اورا عشق تو دین می شود
۳
تخت دولت می نهد در هند دین احمدیکرسی اقبال محمودی چو غزنین می شود
۴
شب بقدر خویش می گرید بروز وصل یارشاد باد آن دل که بهر عشق غمگین می شود
صفحهٔ ۱ از ۳