خلوتی با سیف فرغانی
شمارهٔ ۲۴۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هردم از عشق تو حال من دگرگون میشودوز غمت ای دلستان جان را جگر خون میشود
۲
آن عجب نبود که شوریده شوم دیوانهوارعاقل از عشق تو گر لیلیست مجنون میشود
۳
دوستدار عاشقان تو هم از عشاق تستچون درآمیزد به جیحون قطره جیحون میشود
۴
تا شفا یابند از بیماری دل جمله راهمچو طب بوعلی درد تو قانون میشود
صفحهٔ ۱ از ۳