شعر را زندگی کن
خلوتی با سیف فرغانی

شمارهٔ ۲۵۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در شهر اگر زمانی آن خوش پسر برآیدازهر دلی و جانی سوزی دگر برآید
۲
درآرزوی رویش چندین عجب نباشدگرآفتاب ازین پس پیش از سحر برآید
۳
چون سایه نور ندهد براوج بام گردونبی نردبان مهرش خورشید اگر برآید
۴
گربر زمین بیفتد آب دهان یارماز بیخ هر نباتی شاخ شکر برآید
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth