شعر را زندگی کن
خلوتی با سیف فرغانی

شمارهٔ ۲۵۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
روز عمرم به زوال آمد و شب نیز رسیدشب هجران ترا خود سحری نیست پدید
۲
در شب هجر بیا شمع وصالی بفروزدر چنین شب به چنان شمع توان روی تو دید
۳
بر سر کوی تو دوش از سر رقت بر منهمه شب صبح دعا خواند و در آخر بدمید
۴
عشق چون شست درانداخت به قصد جانمزین دل آب شده صبر چو ماهی برمید
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth