خلوتی با سیف فرغانی
شمارهٔ ۲۵۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ازرخت در نظرم باغ وگلستان آیدوز لبت در دهنم چشمه حیوان آید
۲
روی خوب تو گر اسلام کند بروی عرضهمچو دین بت شکند کفر ومسلمان آید
۳
گر رخ خویش بعشاق نمایی یک شبدر مه روی تو ای دوست چه نقصان آید
۴
آفتابی چوتو با خویشتن آرد بر منروز وصلت چو شب هجر بپایان آید
صفحهٔ ۱ از ۴