خلوتی با سیف فرغانی
شمارهٔ ۲۶۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دوش در مجلس ما بود ز روی دلبرطبقی پر ز گل و پسته و بادام و شکر
۲
ذکر آن پسته و بادام مکرر نکنمشکرش قوت روان بود و گلش حظ نظر
۳
عقل در سایه حیرت شده زآن رو و دهانکه ز خورشید فزونست وز ذره کمتر
۴
خط ریحانی بر چهره مشکین خالشهمچو بر برگ سمن بود غبار عنبر
صفحهٔ ۱ از ۴