خلوتی با سیف فرغانی
شمارهٔ ۲۷۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا چند بر امید روم در سرای یاردر سر خمار باده و در دل هوای یار
۲
خلقی بدستبوس وی آسان همی رسندما را مجال نه که ببوسیم پای یار
۳
دل بر دیار وهر چه برد (نیز) آن اوستجان هم ذخیره ییست درین تن برای یار
۴
در عشق یار از سر جانی که داشتمبرخاستم که جان ننشیند بجای یار
صفحهٔ ۱ از ۴