شعر را زندگی کن
خلوتی با سیف فرغانی

شمارهٔ ۲۸۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای دل وجانم شده سلطان عشقت را سریراز چنان سلطان بود این مملکت را ناگزیر
۲
در سرم سودای تو چون آفتابی بر فلکدر دلم اندوه تو چون پادشاهی بر سریر
۳
چون توانگر سیر باشد بر سر کویت گداوز دو کون آزاد گردد در کمند تو اسیر
۴
برسر کویت زعشق روی تو در پای توگر کسی را همچو من افتاده بینی دست گیر
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth