خلوتی با سیف فرغانی
شمارهٔ ۲۹۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خمر عشقت خوردم و کردم بمستی کشف رازاز شرابی اینچنین کردن حرامست احتراز
۲
مرحبا مستان خمر عشق کز صدق قدمترک سر کردند و دست از دوست نگرفتند باز
۳
چون چراغ مه بود از آسمان مشکات منبر زمین گر همچو شمعم سر بیندازی بگاز
۴
زآتش شوق تو ما را در دل این سوزش خوشستچون نیاز از عاشق مهجور و از معشوق ناز
صفحهٔ ۱ از ۴