شعر را زندگی کن
خلوتی با سیف فرغانی

شمارهٔ ۲۹۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چو خمر عشق تو خوردم سخن نگیرم بازکه هرکه مست شود با همه بگوید راز
۲
بنهب دست بر آورد در ولایت جانغمت که از سر دل پای می نگیرد باز
۳
بدرگه تو فرو برده ایم پای ثباتبحضرت تو برآورده ایم دست نیاز
۴
سپر بر وی درآورد جانم از تسلیمچو شد بسوی دلم نرگس تو تیرانداز
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth