شعر را زندگی کن
خلوتی با سیف فرغانی

شمارهٔ ۳۰۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
اگرچه راه بسی بود تا من از آتشدلم بسوخت ز عشق تو چون تن از آتش
۲
ز سوز عشق تو در سینه چو کوره مندلم گرفت حرارت چو آهن از آتش
۳
ز باد دم شودش سیم و زر روان چون آباثرپذیر چو شد خاک معدن از آتش
۴
ز باد سرد کز آن کوی آورد خاکیچو آب گرم فتد جوش در من از آتش
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth