شعر را زندگی کن
خلوتی با سیف فرغانی

شمارهٔ ۳۰۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
جرعه یی می نخورده از دستشبیخودم کرد نرگس مستش
۲
هرکه از جام عشق او می خوردتوبه گر سنگ بود بشکستش
۳
بکسی مبتلا شدم که نرستمرغ از دام و ماهی از شستش
۴
بهمه جای می رود حکمشبهمه کس همی رسد دستش
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعلن مفاعیلن (هزج مسدس اخرب مقبوض)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth