خلوتی با سیف فرغانی
شمارهٔ ۳۲۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یار سلطانست ومن در خدمت سلطان خویشخلق را آورده ام در طاعت فرمان خویش
۲
یار مهمان می رسد من از برای نزل اودر تنور سینه می سوزم دل بریان خویش
۳
چون زلیخا در سفر عاشق شدم بر روی یارپادشاهی یافت یوسف در غریبستان خویش
۴
من بجای نان چو کودک در شکم خون می خورمکز جگر خوردن دلم سیر آمدست ازجان خویش
صفحهٔ ۱ از ۴