خلوتی با سیف فرغانی
شمارهٔ ۳۳۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای ترا هرگز نبوده یاری از یاران دریغوصل خود را چند داری از طلب کاران دریغ
۲
غم فرستادی بجانم جان بدل ایثار کردیار را هرگز نباشد راحت از یاران دریغ
۳
ما همه بیمار عشق و داروی ما وصل تستظلم باشد داشتن دارو ز بیماران دریغ
۴
شمع وصلت کرده روشن روز چندین خفته رادر شب تاریک هجرت مانده بیداران دریغ
صفحهٔ ۱ از ۲