خلوتی با سیف فرغانی
شمارهٔ ۳۳۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مرا که در تن بی قوتست جانی خشکزعشق دیده تر دارم ودهانی خشک
۲
ترا بمثل من ای دوست میل چون باشدکه حاصلم همه چشمی ترست وجانی خشک
۳
زچشم بر رخم از عشق آن دو لاله ترمدام آب بقم خورده زعفرانی خشک
۴
درو زسیل بلایی بترس اگر یابیزآب دیده من بر زمین مکانی خشک
صفحهٔ ۱ از ۴