خلوتی با سیف فرغانی
شمارهٔ ۳۴۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ایا سلطان عشق تو نشسته برسریر دلبلشکرهای خود کرده تصرف در ضمیر دل
۲
رئیس عقل را گفتم سر خود گیر ای مسکینچو شاه عشق او بنهاد پایی بر سریر دل
۳
ترا از حسن لشکرهاست ای سلطان سلطانانکه می گیرند ملک جان ومی آرند اسیر دل
۴
درین ملکی که من دارم خراب از دولت عشقتغمت گو حکم خود می ران که معزولست امیر دل
صفحهٔ ۱ از ۴