خلوتی با سیف فرغانی
شمارهٔ ۳۴۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دل ز غمت زنده شد ای غم تو جان دلنام تو آرام جان درد تو درمان دل
۲
من بتواولی که تو آن منی آن مندل بتو لایق که تو آن دلی آن دل
۳
عشق ستمکار تو رفته بپیکار جانشوق جگر خوار تو آمده مهمان دل
۴
تر کنم از آب چشم روی چو نان خشک راچون جگری بیش نیست سوخته بر خوان دل
صفحهٔ ۱ از ۳