خلوتی با سیف فرغانی
شمارهٔ ۳۶۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نام تو شنیدم رخ خوب تو ندیدمچون روی نمودی به از آنی که شنیدم
۲
ازمن مبر ای دوست که بی صحبت تو عمربادیست که ازوی به جز از گرد ندیدم
۳
شمشیر مکن تیز بخون من مسکینکز دست تو غازی من ناکشته شهیدم
۴
ای هجر برو رخت بجای دگر افگنای وصل بیا کز همه پیوند بریدم
صفحهٔ ۱ از ۴