خلوتی با سیف فرغانی
شمارهٔ ۳۶۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نگارا تا ترا دیدم دل اندر کس نمی بندمز خوبان منقطع کردی بری از خویش و پیوندم
۲
بجز تو گر دل و جان را بود آرام و پیوندیدگر با دل نیارامم دگر با جان نپیوندم
۳
تو داری روی همچون گل من شوریده چون بلبلبرنگی از تو خشنودم ببویی از تو خرسندم
۴
تو خورشیدی ز من پنهان و من با اشک چون بارانگهی چون ابر می گریم گهی چون برق می خندم
صفحهٔ ۱ از ۴