خلوتی با سیف فرغانی
شمارهٔ ۳۸۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به روز وصل ز هجران یار میترسماگرچه یافتهام گل ز خار میترسم
۲
درون قلعه مرا گرچه یار و دوست بسیستز دشمنان برون از حصار میترسم
۳
چو روی دوست اگر چند حال من نیکوستولی ز چشم بد روزگار میترسم
۴
چو باد فتنه برانگیخت گرد از هر سوبر آن عزیز چو چشم از غبار میترسم
صفحهٔ ۱ از ۴