شعر را زندگی کن
خلوتی با سیف فرغانی

شمارهٔ ۳۸۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بغیر دوست نداند کسی که من چه کسماز آنکه من شکرستان دوست را مگسم
۲
سحرگهی که من از شوق او برآرم آهچو شب سیاه کند روی صبح را نفسم
۳
بدوست کردم پیغام کای یگانه بحسنز نعمت دو جهان جز تو نیست ملتمسم
۴
جواب داد که مسکین من آب حیوانموگر چنانکه سکندر شوی بتو نرسم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth