خلوتی با سیف فرغانی
شمارهٔ ۳۸۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شب نیست که خون نبارم از چشمزآنگه که برفت یارم از چشم
۲
خونی که بخوردم از غمش دیامروز چرا نبارم از چشم
۳
از گریه برفت چشمم از کاروز دست برفت کارم از چشم
۴
گویی به مدد نیامد امسالاشکی که برفت پارم از چشم
صفحهٔ ۱ از ۳