شعر را زندگی کن
خلوتی با سیف فرغانی

شمارهٔ ۳۹۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای عارض و خط تو شده صبح و شام چشمدل گشته خاص تو ز نظرهای عام چشم
۲
تا عشق تو درین دل تاریک ره بردشد نور شمع تعبیه در پیه خام چشم
۳
زآن ساعت خجسته که هندوی چشم کرددل را غلام روی تو ای من غلام چشم
۴
ابرو مثال لعبت بی جان دیده خواستکز شوق دیدن تو برآید به بام چشم
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth