خلوتی با سیف فرغانی
شمارهٔ ۳۹۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر از ره تو بود خاک را گهر دانموراز کف تو بود زهر را شکر دانم
۲
کسی که سیر درین ره (کند) اگر شترستبسوی کعبه قرب تو راهبر دانم
۳
ورم بکعبه قرب تو راهبر نبوداگر چه قبله بود روی ازو بگردانم
۴
گرم خبر نکند از مقام ابراهیمدلیل را شتر وکعبه را حجر دانم
صفحهٔ ۱ از ۳