خلوتی با سیف فرغانی
شمارهٔ ۳۹۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر دست رسد روزی در پات سرافشانمهر چند نثارت را لایق نبود جانم
۲
پیش گل سیمینت چون شاخ خزان دیدهبا این همه بی برگی از باد زرافشانم
۳
گفتم که بجمعیت چون آب روانم کنبادی که همی داری چون خاک پریشانم؟
۴
شکر از تو بدین نعمت ذکریست که کم گویمصبر از تو بدین طاقت کاریست که نتوانم
صفحهٔ ۱ از ۳