شعر را زندگی کن
خلوتی با سیف فرغانی

شمارهٔ ۴۰۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مرا گر دولتی باشد که روزی با تو بنشینمز لبهای تو می نوشم ز رخسار تو گل چینم
۲
شبی در خلوت وصلت چو بخت خود همی خفتماگر اقبال بنهادی ز زانوی تو بالینم
۳
مرا گر بی توام غم نیست از هجران و تنهاییبهر چیزی که روی آرم درو روی تو می بینم
۴
اگر چون گل خس و خاری گزینی بر چو من یاریمن آن بلبل نیم باری که گل را بر تو بگزینم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth