شعر را زندگی کن
خلوتی با سیف فرغانی

شمارهٔ ۴۱۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای غمت هم‌نشین بیداراندر غمت مست گشته هشیاران
۲
غم تو نقد جان به نسیهٔ وصلبرده از کیسهٔ خریداران
۳
چشمِ عیّارپیشهٔ تو بریختبه سر غمزه خون عیاران
۴
پیش چشمت که مستی همه زوستزده بر سنگ شیشه خماران
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth