شعر را زندگی کن
خلوتی با سیف فرغانی

شمارهٔ ۴۲۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای شاه حسنت را مدد از کبریای خویشتنعاشق نباشد همچو تو کس بر لقای خویشتن
۲
مه پیش خورشید رخت از حسن لافی می زندبرخیز و این سرگشته را بنشان بجای خویشتن
۳
گل را ز شرم روی تو باران عرق شد بر جبینتا خار خجلت چون کشد مسکین ز پای خویشتن
۴
ای از جبینت لمعه یی بر روی مر خورشید راهر شب رخ مه را دهی نور از قفای خویشتن
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth