خلوتی با سیف فرغانی
شمارهٔ ۴۲۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو سعدی سیف فرغانی حدیث عشق با هرکسهمی گوید که درد دل بیفزاید ز ناگفتن
۲
اگر چه حد من نبود حدیث عشق تو گفتنچو بلبل روی گل بیند بود معذور از آشفتن
۳
هوس بازان عشق تو ز وصل چون تو شیرینیچو فرهادند بی حاصل ز کوه بیستون سفتن
۴
ترا در خواب چون بینم که مشتاقان رویت راشبست از بهر بیداری و روز از بهر ناخفتن
صفحهٔ ۱ از ۳