شعر را زندگی کن
خلوتی با سیف فرغانی

شمارهٔ ۴۳۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در شهر بحسن تو رویی نتوان دیدناز دل نشود پنهان روی تو بپوشیدن
۲
من در عجبم از تو زیرا که ندیدستماز ماه سخن گفتن وز سرو خرامیدن
۳
هنگام بهار ای جان در باغ چه خوش باشدبر یاد تو می خوردن بر بوی تو گل چیدن
۴
با پسته خندانت گر توبه کند شایدهم قند ز شیرینی هم پسته ز خندیدن
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth