شعر را زندگی کن
خلوتی با سیف فرغانی

شمارهٔ ۴۶۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
عاشقم بر تو و بر صورت جان پرور تومن ازین معنی کردم دل و جان در سر تو
۲
همچو بازان نخورم گوشت ز دست شاهاناستخوان می طلبم همچو سگان از در تو
۳
ای علم کرده ز خورشید سپاه حسنتمه استاره حشم یک نفر از لشکر تو
۴
دل اشکسته که چون پسته گشادست دهانقوت جان می طلبد از لب چون شکر تو
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth