خلوتی با سیف فرغانی
شمارهٔ ۴۶۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اَیا گرفته مه و آفتاب نور از توبه مرگ حالم نزدیک گشت دور از تو
۲
ز دیده و دل من ای همه به تو نگرانمپوش رو که دل و دیده راست نور از تو
۳
بهشت بی تو مرا دوزخیست، از برمنمرو که خانه بهشتیست پر ز حور ازتو
۴
چو می روی همه در ماتمند عشاقتبیا که ماتم عشاق هست سور ازتو
صفحهٔ ۱ از ۳