خلوتی با سیف فرغانی
شمارهٔ ۴۹۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای نکو رو مشو از اهل نظر پوشیدهآشکارا شو ودر ما منگر پوشیده
۲
ای که در جلوه گه حسن تو چون طاوسیدیگران پای سیاهند بپر پوشیده
۳
سالها از پس هرپرده بچشمی کور استدل همی دید ترا ای زنظر پوشیده
۴
سکه داران ملاحت همه اندر بازارآشکارند چو سیم وتو چو زر پوشیده
صفحهٔ ۱ از ۳