خلوتی با سیف فرغانی
شمارهٔ ۵۱۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای در سر من از لب میگون تو مستیبا عشق تو در من اثری نیست ز هستی
۲
با چشم خوش دلکش تو نسبت نرگسچون نسبت چشمست به بیماری و مستی
۳
از جای برو گو دل و جان چون تو بجاییوز دست برو گو دو جهان چون تو بدستی
۴
سر زیر لگدکوب غم آریم چو هستیمدر کوی تو راضیشده چون خاک به پستی
صفحهٔ ۱ از ۲