شعر را زندگی کن
خلوتی با سیف فرغانی

شمارهٔ ۵۱۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای همه هستی مبر در خود گمان نیستیترک سر گیر و بنه پا در جهان نیستی
۲
نیستی نزدیک درویشان ز خود وارستن استمرگِ صورت نیست نزدِ ما نشانِ نیستی
۳
گَردِ مان و می کو را مسلم کِی شود (کذا)داشتن داغ فنا بر گردْ رانِ نیستی
۴
در ره معنی میسر، کشتگان عشق راستزیستن بی زحمت صورت بجان نیستی
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth