شعر را زندگی کن
خلوتی با سیف فرغانی

شمارهٔ ۵۲۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ز بار عشق توام طالب سبکساریولی چه چاره که دولت نمی‌دهد یاری
۲
که کرد بر من مسکین بَدَل به جز عشقتنشاط را به غم و خواب را به بیداری
۳
گناه کردم و با روی تو ز زلفت گفتقیامتی تو به خوبیّ و او به طراری
۴
بدیم گناه گرفتار هر دوام زیراگناه را به قیامت بود گرفتاری
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth