خلوتی با سیف فرغانی
شمارهٔ ۵۳۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
روی پنهان کن که آرام دل از من میبریهوشم از سر میربایی جانم از تن میبری
۲
این چه دلداری بود جانا که با من ساعتیمینیارامی و آرام دل از من میبری
۳
گفتهای نزد تو آیم بر من این منت منهگر بیایی زآب چشمم در به دامن میبری
۴
ور مرا بیالتفاتی میکنی زآن باک نیستکز دلم سودای خود (چون) زنگ از آهن میبری
صفحهٔ ۱ از ۳