شعر را زندگی کن
خلوتی با سیف فرغانی

شمارهٔ ۵۴۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در حضرت تو کآنجا سلطان کند غلامیعشقت بداد ما را جامی به دوست‌کامی
۲
در سایه مانده بودم چون میوه نارسیدهخورشید عشقت آمد از من ببرد خامی
۳
از عشق قید کردم بر پای دل که چون خربیرون راه می‌شد اسبم ز بی لگامی
۴
پای غم تو بوسم چون کرد دست حکمشمر سرکش هوا را منع از فراخ گامی
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth