خلوتی با سیف فرغانی
شمارهٔ ۵۵۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای چون تو نبوده گل در هیچ گلستانیآن کار چه کارست آن کو تازه کند جانی
۲
گرچه نتوان گفتن می خوردن و خوش خفتندر زیر درخت گل با چون تو گلستانی
۳
کآنجا ز هوا نبود در طبع تقاضاییوآنجا ز حیا نبود بر بوسه نگهبانی
۴
عاشق ز لب جانان خمری چو عسل نوشدزاهد بترش رویی با سرکه خورد نانی
صفحهٔ ۱ از ۳