شعر را زندگی کن
خلوتی با سیف فرغانی

شمارهٔ ۵۶۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دی بامداد آن صنم آفتاب‌رویبر من گذشت همچو مه اندر میان کوی
۲
خورشید در کشیده رخ از شرم طلعتشزآن سان که سایه درکشد از آفتاب روی
۳
گفتم مگر که نیّت حمام کرده‌ای؟گفتا برو تو نیز بیا، با کسی مگوی
۴
چون ساعتی برآمد رفتم درآمدممن در درون و خلق ز بیرون به گفتگوی
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth