خلوتی با سیف فرغانی
شمارهٔ ۱۰۱
قصاید و قطعات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو بگذشت از غم دنیا بغفلت روزگار تودر آن غفلت ببیکاری بشب شد روزِ کار تو
۲
چو عمر تو بنزد تست بی قیمت، نمی دانیکه هر ساعت شب قدرست اندر روزگار تو
۳
چه روبه حیلهها سازی ز بهر صید عوانیتو مرداری خوری آنگه که سگ باشد شکار تو
۴
تو همچون گربه آنجایی که آن ظالم نهد خوانیمگر سیری نمی داند سگ مردار خوار تو؟
صفحهٔ ۱ از ۴