خلوتی با سیف فرغانی
شمارهٔ ۱۰۲
قصاید و قطعات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ایا سلطان لشکرکش به شاهی چون علم سرکشکه هرگز دوست با دشمن ندیده کارزار تو
۲
ملک شمشیرزن باید، چو تو تن میزنی نایدز تیغی بر میان بستن مرادی در کنار تو
۳
نه دشمن را بریده سر چو خوشه تیغ چون داستنه خصمی را چو خرمن کوفت گرز گاوسار تو
۴
عیالان رعیت را به حسبت کدخدایی کنچو کدبانوی دنیا شد به رغبت خواستار تو
صفحهٔ ۱ از ۳