شعر را زندگی کن
خلوتی با مسعود سعد سلمان

شمارهٔ ۱۱۹ - مدح سلطان سیف الدوله محمود

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نه از لب تو برآید همی به طعم شکرنه با رخ تو برآید همی به نور قمر
۲
نه چون تو صورت پرداخت خامه مانینه چون تو لعبت آراست تیشه آزر
۳
نه از زمانه تصور شود چو تو صورتنه آفتاب تواند کند چو تو گوهر
۴
به نور آذری و از تو در دیده ام آببه لطف آبی و از تست در دلم آذر
صفحهٔ ۱ از ۲۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth