شعر را زندگی کن
خلوتی با مسعود سعد سلمان

شمارهٔ ۱۲۰ - گل و می بهتر

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
یک شب از نوبهار وقت سحرباد بر باغ کرد راهگذر
۲
غنچه گل پیام داد به میگفت من آمدم به باغ اندر
۳
خیمه ها ساختیم ز بیرم چینفرش کردم ز دیبه ششتر
۴
نز عماری من آمدم بیروننه بدیدست روی من مادر
صفحهٔ ۱ از ۸
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth