خلوتی با مسعود سعد سلمان
شمارهٔ ۱۲۱ - ستایش دیگر از او
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نگارخانه چین است یا شکفته بهارمه دو پنج و چهارست یا بت فرخار
۲
ز هر چهار نو آئین تر و بدیع ترستنگار من که زمانه چو او ندید نگار
۳
چو آفتاب ز من تا جدا شدند به سرشدست بر من روز فراق او شب تار
۴
ز اشک دیده در آبم چو شاخ نیلوفرکبود گشته و لرزان و زرد و کوژ و نزار
صفحهٔ ۱ از ۱۰